اگر لاتاری برنده بشید چه می کنید؟

اگر لاتاری برنده بشید چه می کنید؟

لاتاری

 

اگر لاتاری برنده بشید چه می کنید؟ در سوال آخر هفته گذشته، که به صورت هفتگی در پیج اینستاگرامم می پرسم، این سوال رو مطرح کرده بودم: برنده لاتاری شدید و دیگه نیاز نیست برای پول کار کنید. چه شغل / فعایتی رو برای بقیه زندگیتون انتخاب می کردید؟

البته چند شرط هم برای پاسخ در نظر گرفته بودم:

  1. دیگه هیچوقت کار نمی کنم قابل قبول نیست.
  2. محدودیتی در انتخاب ندارید چون همه منابعمالی و آموزش های لازم در دسترستون هست.
  3. یکم بیشتر فکر کنید!

این سوال که «اگر لاتاری برنده می شدید چه شغلی رو برای بقیه زندگی انتخاب می کردید» یکی از چند سوال بسیار مهم و کلیدی برای پیدا کردن هدف در زندگی هست. (بقیه سوالات رو به زودی ازتون می پرسم!)

هدف اصلی اینه که فکر کنیم و ببینیم اگر نگرانی مالی نداشتیم و لازم نبود دیگه هیچوقت برای پول کار کنیم، چه کاری / شغلی / فعالیتی رو انتخاب می کردیم، فقط به این خاطر که دوستش داریم و دلمون می خواد بقیه عمرمون به اون کار بپردازیم.

از همه عزیزانی که لطف کردند پاسخ دادند خیلی متشکرم. بعضی از پاسخ ها رو با هم مرور کنیم:

– مربی یوگا (به هر دو نفر تبریک می گم که پیشاپیش کاری رو که واقعا دوست دارند پیدا کردند)
– برگزار کردن تورهای دور دنیا (به نظر میرسه در مسیر درستی برای رسیدن به هدف هستند)

– تحقیق گسترده راجع به ساخت و ساز در سیاره های دیگه و چالش ها (من و پسر عموی عزیز فضا دوستیم!)
– فقط نویسندگی (از موارد علاقه خودم! ضمنا اولین کتاب کودکان من به زبون های انگلیسی و آلمانی آماده هست و به زودی منتشر میشه. اطلاعات بیشتر طی روزهای آینده!)

– مربی ورزش
– مربی ورزش و رقص
– آموزش برای خیریه ها
– مطالعه علمی / سوارکاری
– راه اندازی کافه
– گلخانه یا کتاب فروشی
– کارهای هنری و فعالیت های عام المنفعه

قدم بعدی چیه؟

پیشنهاد من اینه که حسابی فکر کنید و یک هدف کاملا مشخص رو با تمام جزئیاتش در ذهنتون شکل بدید و ضمنا با همون جزئیات در یک دفتر یادداشت کنید.

مواردی مثل مطالعات علمی یا فعالیتهای هنری، دسته بسیار بزرگی از مشاغل یا فعالیتها رو در بر می گیرن و وقتی که هدفمون مبهم و نامشخص باشه، انگیزه لازم برای حرکت کردن به سمتش رو پیدا نمی کنیم.
به فکرتون اجازه پرواز بدید، محدودش نکنید. ناسلامتی لاتاری برنده شدید! همه جزئیات رو تصور و ثبت کنید.

دو سوال مهم بعدی که باید از خودمون بپرسیم:
۱- آیا واقعا برای رسیدن به این هدف یا شغل، به بردن لاتاری نیاز دارم؟

۲- چطور می تونم منابع / تیم و پول مورد نیاز رو برای به انجام رسوندن این ایده یا هدف فراهم کنم؟

خیلی وقتا ماها خودمون رو برای رفتن به سمت هدف ها و علایقمون محدود می کنیم، در حالی که این محدودیت ها در بیشتر موارد خود ساخته هستند و دلیل بیرونی ندارند! بقیه سوالات مهم؟ به زودی…

سوالات آخر هفته رو که در پیج اینستاگرم مطرح می کنم از دست ندید!

آرش فیروزبخش

 

Vector graphics from freepik.com

روانشناسی استرس: پدیده گوزن در نور چراغ

روانشناسی استرس: پدیده گوزن در نور چراغ

گوزن در نور چراغ

 

اگر تا به حال برایتان پیش آمده که با نزدیک شدن به یک موقعیت استرس آور (مصاحبه کاری، امتحان، پروژه مهم و …) قدرت تفکر و تصمیم گیریتان را از دست داده اید و به اصطلاح “خشکتان زده”، با پدیده گوزن در نور چراغ مواجه شده اید.

تصور کنید گوزنی در هنگام شب، در حال عبور از یک خیابان تاریک است. چشمهای گوزن به تاریکی شب عادت کرده اند که ناگهان نور چراغهای یک اتومبیل در حال نزدیک شدن به او می تابد.
در این موقعیت گوزن تا مدتی قادر به دیدن چیزی نیست و در نتیجه خیره و بدون حرکت باقی می ماند و به نوعی فلج می شود؛ حتی در صورتی که اتومبیل به او برسد و در صورت بی توجهی راننده با او تصادف کند!

 

راه حل چیست؟

برای غلبه بر این “فلج ذهنی”، یک راه حل بسیار ساده و موثر استفاده از تکنیک تکرار جملات مثبت و انگیزه بخش است.

مثلا، تکرار جملات “من از پس این مصاحبه بر می آیم. من بهترین انتخاب برای آن شغل هستم”، یا “من قدرت لازم برای عبور از این موقعیت سخت را دارم”.

 

در مقاله ای که در ژورنال علمی PLOS One به چاپ رسیده، مطالعه انجام شده بر روی ۷۳ داوطلب نشان داده که “تکرارهای انگیزشی” توانستند میزان استرس داوطلبان را در مواجهه با موقعیت های دشوار کاهش و کارایی آنها را افزایش دهند.

 

نتیجه گیری:

با نزدیک شدن به هر موقعیت سخت یا دلهره آور، توانایی های خود در مواجهه با آن موضوع را  درقالب جملات کوتاه و مثبت به خود یادآوری کنید.

اهمیتی ندارد که فکر می کنید واقعا این توانایی ها را دارید یا خیر! تکرار مداوم باعث می شود ذهن ناخودآگاه شما این موارد را به عنوان یک واقعیت بپذیرد.

در نوشتن چنین جملاتی، خلاق و ضمنا آسان گیر باشید. فقط تلاش کنید کوتاه، مثبت و موثر باشند!

حداقل دو بار در روز و در صورت امکان با صدای بلند، این جملات را تکرار کنید.

 

استفاده از این مطب با ذکر منبع و لینک این وبلاگ (آرش فیروزبخش) بلامانع است.

گرافیک استفاده شده در تصویر از Freepik.com و rawpixel.com

منابع انگلیسی استفاده شده در تهیه این مطلب:

The Deer-in-Headlights Phenomenon
Self-Affirmation Improves Problem-Solving under Stress

 

کتاب سایکو سایبرنتیکس

کتاب سایکو سایبرنتکیس

سایکو سایبرنتیکس - دکتر مکسول مالتز

 

معرفی کتاب سایکو سایبرنتیکس از دکتر مکسول مالتز:

یکی از بهترین و مفید ترین کتابهای زندگیم، که خوندنش رو به همه افراد توصیه می کنم و در سفر قبلیم به ایران، برای تعدادی از دوستانم خریدم و بهشون هدیه کردم.

شاید اسمش باعث بشه تصور کنید که به فناوری اطلاعات و کامپیوتر مربوطه، ولی اینطور نیست!

دکتر مکسول مالتز، نویسنده کتاب سایکو سایبرنتیکس ، یک جراح پلاستیک در دهه ۶۰ میلادی و مخالف جراحی های زیبایی بی دلیل بود، که متوجه شد مراجعانش، بعد از تغییر و بخصوص تصحیح ایرادات در صورت و بدنشون، تصویر شخصی که از خودشون در ذهن دارند تغییر می کنه، و رفتارها و در نتیجه زندگیشون هم به شکل محسوسی عوض میشه.

مثلا فردی که یک نقص مادرزادی و یا آسیب ناشی از تصادف در صورتش باعث می شد فردی گوشه گیر و افسرده باشه، با جراحی ترمیمی و بعد از یک بازه زمانی ۳ هفته ای که به چهره جدید خودش عادت می کرد، تغییرات چشمگیری در شخصیتش به وجود میومد و در واقع انسان جدیدی می شد.

این انسان جدید، افکار و رفتارهای جدیدی رو هم در پیش می گرفت، که می تونست مسیر زندگیش رو به شکل چشمگیری در جهت مثبت تغییر بده.

 

موضوع جالب تر اینکه دکتر مالتز متوجه شد این تغییرات لزوما نباید با جراحی به وجود بیان، بلکه فقط کافیه دیدگاه و تصورات ذهنی خود فرد در مورد اون “ایراد” تغییر کنه، تا مثل یک جراحی واقعی، تغییرات محسوسی در شخصیت فرد مشاهده بشه.

 

دکتر مالتز در کتاب مثالهای واقعی بسیاری از مراجعانش میاره، کسانی که تصور داشتن یک ایراد، به شکل محسوسی باعث شده بود زندگی و حتی سلامتیشون تحت تاثیر قرار بگیره. مثالهایی که نشون از قدرت ذهن روی شکل دادن به زندگی و حتی سلامتی افراد دارند.

مثلا مردی که نامزد بد طینتش بهش گفته بود جادوی سیاه روش اعمال کرده، بعد از اینکه برجستگی کوچیکی زیر پوست لبش به وجود اومده بود این حرف رو باور کرده بود و هر روز مریض تر و لاغر تر می شد و فکر می کرد قراره بمیره، تا اینکه دکتر مالتز با یک جراحی ساده ترمیمی، اون برجستگی رو که چیزی بیش از یک اختلال ساده پوستی نبوده برطرف کرد و به مرد گفت جادوی سیاهت باطل شده. این حرف باعث شد مرد دوباره انرژی بگیره و سلامتی کاملشو به دست بیاره.

 

کتاب سایکو سایبرنتیکس حاوی تمرینات کاربردی هست و به خواننده آموزش میده که چطور شخصیت ایده آل خودش رو با تمام ویژگی هایی که دوست داره طراحی کنه، و چطور اون شخصیت رو هر روز در ذهن خودش تمرین کنه، تا مثل “یک جراحی ترمیمی ذهنی”، ویژگی های نامطلوب خودش با اون ویژگی های خواستنی جایگزین بشن و در واقع شخصیت فرد ارتقا پیدا کنه. بدون شک این موضوع باعث میشه که تغییرات محسوسی در زندگی واقعی فرد هم اتفاق بیفته.

ضمنا نحوه نگارش بسیار دلنشینه و باعث میشه فرد با احساسات و اخلاقیات دکتر مالتز ارتباط خوبی برقرار کنه، که به نظر من نقش مهمی در فروش بسیار بالای کتاب داشته.

نام کتاب، Psycho-Cybernetics، در واقع به معنای سیستم تصحیح ذهنی هست، که در فارسی به نام های روانشناسی تصویر ذهنی و سایکوسیبرنتیک ترجمه شده، و نام نویسنده هم ماکسول مالتز درج شده.

ولی مثل تقریبا تمامی کتابهای دیگه ای که معرفی می کنم، من این کتاب رو هم به زبان انگلیسی و در اپلیکیشن Audible (کتابهای صوتی) گوش کردم، که به ویژه یک پیش زمینه عالی از مت فیوری (Matt Furey) و تجربه های شخصی و شگفت انگیز خودش از خوندن این کتاب داره.

به همین خاطر متاسفانه از کیفیت و روانی ترجمه فارسی اطلاعی ندارم، ولی می دونم نوشته های مت فیوری در نسخه های فارسی وجود نداره.

منتظر معرفی کتابهای بیشتر در بلاگم و پیج اینستاگرم باشید.

ماه کامل و اتفاقات عجیب

ماه کامل و اتفاقات عجیب

مبحث علمی و روانشناسی

ماه کامل

 

ارتباط ماه کامل و اتفاقات عجیب (مبحث علمی و روانشناسی). قرن هاست که انسان، ماه کامل رو مسئول بسیاری از اتفاقات عجیب میدونه.

مثلا، در قرون وسطی، معتقد بودند که ماه کامل انسان رو به گرگ نما تبدیل میکنه، یا در قرن هفدهم باور عمومی این بود که میتونه باعث بروز صرع یا ایجاد تب بشه.

این اعتقادات حتی روی ادبیات هم تاثیر گذاشتن و در زبان انگلیسی کلمه ماه زده (Lunatic) معادل دیوانه هست.

این روزها دیگه چنین اعتقاداتی وجود نداره، ولی انسان هنوز هم ماه رو در مورد خیلی از مسائل مقصر می دونه. ولی آیا چنین چیزی ریشه در واقعیت داره؟

 

در بسیاری از فرهنگ های غربی، خیلی از پزشکان و پرستاران حاضرند قسم بخورند که ماه کامل باعث افزایش حوادث، از قبیل تصادفات رانندگی، در نتیجه بالا رفتن تعداد افراد پذیرش شده در بیمارستان ها میشه؛ طوری که وقتی بیمارستان شلوغ میشه میگن: حتما امشب ماه کامله!

با وجودی که بیش از ۳۰ تحقیق در مورد ارتباط ماه کامل با افزایش حوادث مختلف انجام شده و همشون وجود چنین ارتباطی رو رد کردند، ولی طبق آمار، در آمریکا از هر ۱۰ فرد شاغل در کادر درمانی، ۷ نفرشون معتقدن چنین ارتباطی وجود داره!

واقعا داستان چیه؟ آیا این افراد دروغ میگن؟

 

این افراد دروغ نمیگن، بلکه دارن در دام یک اشتباه ذهنی بسیار رایج به اسم ارتباط خیالی یا ارتباط توهمی (Illusory Correlation) می افتند.

ارتباط خیالی وقتی به وجود میاد که ما به اشتباه یک موضوع رو در ذهنمون پررنگ می کنیم و همه جزئیات دیگه رو نادیده می گیریم.

مثال: وقتی دارید از ونیز بازدید می کنید، یک رستوران دار باهاتون به سردی برخورد می کنه، بعد وقتی نوبت به تور قایق سواریتون میرسه و ۲ دقیقه دیر به محل می رسید، می بینید که از قایقران خبری نیست، و نهایتا وقتی که دارید با هتل تسویه حساب می کنید، هتل دار باهاتون متکبرانه و بدون رعایت مشتری مداری برخورد میکنه. در نتیجه، وقتی به سفر ونیز فکر می کنید، با خودتون خواهید گفت: ونیزی ها خودخواه، متکبر و بی ادبن!

در صورتی که فراموش کردید که به چند تا رستوران و کافه رفتید که غذای خوب و برخورد محترمانه ای هم داشتن، و یا خانمی که در روز رسیدن شما مسئول پذیرش هتل بود، و یا دختری که هر روز صبحانه رو سرو می کرد، خیلی هم گرم و خوش برخورد بودن و سعی کردن کمکتون کنن تا در شهر تجربه بهتری داشته باشید.

 

اینجاست که علم میتونه کمک کنه که این رفتار مغز رو بهتر درک کنیم. صدها مطالعه و تحقیق روانشناسی ثابت کردن: ما اهمیت اتفاقاتی رو که می تونیم به راحتی به یاد بیاریم، خیلی پررنگ تر از اهمیت چیزهایی می دونیم که نمیتونیم به راحتی به یاد بیاریم. یعنی هرچقدر به یاد آوردن موضوعی راحت تر باشه، ما ناخودآگاه فکر می کنیم که اهمیت بیشتری داشته.

 

می تونیم این موضوع را با کمک یک جدول ساده بهتر توضیح بدیم:

 

جدول ارتباط ماه با حوادث

ارتباط ماه با حوادث

 

حالت ۱: ماه کامل و بیمارستان شلوغ. این یک اتفاق کاملا به یاد ماندنی خواهد بود و در ذهنمون با اهمیت بیشتری ثبت میشه، چون به یاد آوردنش بسیار راحته.

حالت ۲: ماه کامل، ولی بیمارستان در حالت عادیه. این در واقع یک (غیر اتفاق) هست و به همین خاطر اصلا در یاد ما نمیمونه. در واقع ما نمیتونیم چیزی رو که اتفاق نیفتاده، به خاطر بسپریم!

حالت ۳: ماه کامل نیست، ولی بیمارستان شلوغه. این هم چون دارای یک ویژگی منحصر به فرد نیست، به عنوان (یک روز شلوغ کاری) در نظر گرفته میشه و به راحتی از یاد میره.

حالت ۴: ماه کامل نیست، و بیمارستان هم شلوغ نیست. این حالت هم از یاد میره چون هیچ موضوع مهم و قابل توجهی در جزئیاتش وجود نداره.

 

به کمک جدول قبلی متوجه می شیم که از همه حالت های موجود، فقط حالت ۱ شرایطی رو داشته که به روشنی در ذهن ثبت بشه.

در نتیجه اگر چندین بار تکرار بشه، با وجودی که تعداد تکرارهاش بیش از ۳ حالت دیگه و به ویژه حالت ۲ نبوده، ولی از اون به بعد باور بر این خواهد بود که ماه کامل باعث افزایش حوادث و شلوغی بیمارستان میشه.

 

مثال های دیگه ای از ارتباط خیالی:

  • بیل گیتس و مارک زاکربرگ از دانشگاه اومدن بیرون و کمپانی های بیلیون دلاری تاسیس کردن. این موضوع باعث میشه خیلی ها فکر کنند بین بیرون اومدن از دانشگاه و موفقیت ارتباط وجود داره، بدون اینکه داستان میلیون ها آدم دیگه ای رو بدونن که از دانشگاه اومدن بیرون و نتونستن به موفقیت برسن.
  • از فردی با یک قومیت یا ملیت خاص، یک رفتار ناخوشآیند می بینید و با خودتون فکر می کنید همه …. ها اینطوری هستند. در حالی که ۹۹% باقیمانده افراد اون قومیت یا ملیت رو که چنین رفتاری ندارند، نادیده می گیرید.

 

چطور در دام ارتباط خیالی نیفتیم؟ می تونید جدولی مشابه جدول معرفی شده درست کنید و سعی کنید همه حالت های موجود در مورد یک موضوع و ارتباطشون با شرایط مختلف رو بنویسید.

ضمنا، آگاهی به اینکه چنین اشتباه رایج ذهنی وجود داره، باعث میشه بعضی وقتها در مورد صحت یک فکر خودتون، دوباره فکر کنید!

 

اگر این مطلب براتون جالب بود، می تونید من رو در اینستاگرام دنبال کنید. کلیه پست های جدید و مهم من در وب سایتم www.Arash.me هم قرار می گیرند.

 

این مطلب ترجمه و اقتباسی هست از مقاله Illusory Correlation از وب سایت JamesClear.com

 

گرافیک ماه از سایت freepik.com

استحمام ذهن

استحمام ذهن

پاکسازی ذهن

استحمام ذهن: احتمالا در روتین روزانه شما، شستشو و پاکسازی بدن یکی از کارهایی هست که با وجود تکراری بودن، هیچوقت ازش خسته نمی شید. شاید یکی از دلایلش، احساس طراوت و سبکی هست که مثلا بعد از استحمام میشه احساس کرد.

ولی مطمئنا شما این کار رو فقط با هدف رسیدن به احساس طراوت انجام نمی دید، بلکه انجامش یک کار لازم و ضروریه. چرا که در صورت عدم انجامش، آلودگی و بیماری، سلامت جسم رو تهدید می کنه.

ضمنا بدن به طور مداوم نیاز به شستشو داره و کسی نمیتونه بگه: “من ماه پیش یا هفته پیش حمام کردم و هنوز هم تمیزم!”

ذهن انسان هم مثل جسم، می تونه آلودگی ها رو به خودش جذب کنه. افکار منفی، استرس، اخبار بد و مسائلی از این دست، آلاینده هایی هستند که می تونن به طور جدی سلامت ذهن رو تهدید کنند.

دقیقا همونطور که جسم شما نیاز به شستشو داره، ذهن هم برای پاکیزه و سالم موندن نیاز به پاکسازی داره.

خوندن یک کتاب خوب و مفید، دیدن یک ویدیوی آموزنده و انگیزه بخش، گوش کردن به یک موسیقی زیبا، مدیتیشن، دیدن آثار هنری زیبا و کارهایی از این قبیل، مشابه همون “دوش گرفتن ذهنی” هستند.

ولی باید یادتون باشه، دقیقا همونطور که نمی تونید یک بار دوش بگیرید و یک ماه تمیز بمونید، نمی تونید پاکسازی ذهن رو هم یک بار انجام بدید و انتظار داشته باشید که ذهنتون همیشه پاکیزه باقی بمونه! این کار هم نیاز به تکرار داره.

پاکسازی ذهن رو وارد روتین روزانه زندگی تون کنید.

حتما هر روز یا در روزهای مشخصی از هفته، یک کتاب خوب بخونید، مدیتیشن کنید، یا کارهای دیگه ای که بهشون اشاره شد رو انجام بدید. حتی یک پاکسازی ۱۵ دقیقه ای هم تاثیراتش شگفت انگیزه!

باورتون بشه یا نه، این کار هم یک “الزام و ضرورت” هست.

در وب سایت و پیج اینستاگرام من، می تونید منتظر مطالب بیشتری از این دست باشید!

مدیتیشن

مدیتیشن

مدیتیشن

مدیتیشن به زبان ساده

اگر ذهن انسان را به اقیانوس تشبیه کنیم:

در سطح اقیانوس، امواج (افکار) در جنب و جوشند. گاهی آرام تر و گاهی خروشان تر، ولی همیشه در حرکت.

 

وقتی به عمق بیشتری می رویم (با کمک مراقبه) ، یک سکوت و آرامش دلپذیر حاکم است. این عمق آرام و دلپذیر، همیشه و در ذهن همه انسان ها وجود دارد و مراقبه فقط یک ابزار دسترسی به آن است، نه وسیله ایجادش.

هرچه به عمق بیشتری برسید، آرامش و سکوت دلپذیرتری را تجربه می کنید.

بستر این اقیانوس، آرامش مطلق (خواب) است.

 

مراقبه یک آیین مذهبی نیست، به هیچ دینی وابسته نیست و هیچ فلسفه یا سبک زندگی خاصی را تبلیغ نمی کند.

مراقبه مشابه یک تمرین یا ورزش برای ذهن است. همانطور که ورزش کردن راه های مختلفی دارد (شنا، بدنسازی، تنیس و …) انواع متفاوتی از مدیتیشن نیز وجود دارد، مثلا:

  • مدیتیشن ذهن آگاهی (Mindfulness Meditation)، که فرد با تمرکز به تنفس خود به آرامش می رسد.
  • مدیتیشن متعالی (TM)، که فرد با کمک تکرار یک مانترا (یک صدای مشخص که معنای خاصی ندارد، مثل “اوم”) به آرامش می رسد.
  • سبک های دیگر

 

با وجود تفاوت در شیوه های انجام مراقبه، هدف همه آنها رسیدن به عمق دلپذیر و آرامش بخش ذهن انسان است. در این مرحله، خلاقیت ارتقا می یابد، و بسیاری از دانشمندان و هنرمندان بزرگ و نامی، در چنین حالتی از ذهن به ایده انجام بزرگترین کارهای علمی یا هنری خود رسیده اند.

هر فردی می تواند خودش و یا به کمک همراه به مراقبه بپردازد.

مدیتیشن های من (به عنوان همراه شما، برای انجام مدیتیشن) را می توانید در پادکست آرامش دنبال کنید (مدیتیشن های پادکست آرامش).

آرش فیروزبخش

پاکسازی ذهن

پاکسازی ذهن

ذهن مشغول

در ذهن خیلی از ماها، به طور همزمان افکار بسیار زیادی شناورند و بدون اینکه نقش سازنده ای داشته باشن، ازمون انرژی میگیرن و باعث کاهش تمرکزمون میشن. افکاری به سادگی اینکه برای شام چی بخوریم، تا چیزهای مهم تر و بزرگ تری از قبیل مسائل شغلی و مالی، یا نگرانی از سلامتی عزیزانمون. معمولا ما حجم زیادی از این افکار رو همیشه به همراه خودمون می کشونیم.
اینطور وقتا هست که به قول معروف می گیم “فکرمون مشغوله” و نتیجه این مشغولیت فکری معمولا اضطراب، بی خوابی و مسائلی از این دسته.

خوره های IT و کامپیوتر، وقتی کامپیوترشون به خاطر تعداد بالای نرم افزارهای باز، یا باقی مونده های نرم افزارهایی که به درستی بسته نشدند کند میشه، کامپیوتر رو یک بار ریبوت (reboot) می کنند تا دوباره سرعت و کاراییشو به دست بیاره.

یک تکنیک بسیار ساده هم برای ریبوت کردن یا در واقع پاکسازی ذهن وجود داره، تا مغز بتونه افکار موندگار رو بیرون بریزه و یک شروع تازه و پر قدرت داشته باشه. به این تکنیک ذهنی، Mind Dump یا بیرون ریزی ذهنی گفته میشه، که در ادامه توضیح می دم:

برای بیرون ریزی ذهنی، یک کاغذ یا دفتر جلوتون بگذارید و هر فکری که از ذهنتون میگذره رو بر روی کاغذ بنویسید. هیچ نظم و ترتیب خاصی نیاز نیست. قرار نیست شما از این کاغذ هیچ استفاده خاصی بکنید، نه برای برنامه ریزی های زندگی، نه برای نظم دادن به افکارتون. در واقع بعد از اتمام کار می تونید این کاغذ رو دور بندازید!
پس فقط به سادگی هر فکری رو که به ذهنتون میرسه، در غالب یک کلمه یا جمله، روی کاغذ بنویسید. حتی ساده ترین افکار، مثل اینکه باید به کسی زنگ بزنید، فردا باید نون بخرید، الان تشنه هستید و دلتون یک لیوان آب می خواد، ماه بعد اسباب کشی دارید و … هر فکری (تاکید می کنم هر فکری، ساده ترین تا پیچیده ترینشون رو) روی کاغذ بنویسید، حتی در غالب یک کلمه مثلا “آب”.
انقدر به نوشتن ادامه بدید تا هیچ فکری به ذهنتون نرسه که قبلا روی کاغذ یادداشتش نکرده باشید.
به دلایلی که بعدا توضیح خواهم داد، حتما از کاغذ و قلم استفاده کنید، نه تایپ در دستگاه های الکترونیک.
با این کار ذهنتون کاملا تخلیه میشه و به آرامش دلپذیری می رسید.
امیدوارم از این تمرین لذت ببرید. هر زمانی که احساس کردید “فکرتون مشغوله” این کار تکنیک پاکسازی ذهن رو انجام بدید. فراموش نکنید که نتیجه رو با من هم به اشتراک بگذارید!

آرش فیروزبخش